خرید بک لینک
یک قــــاب عکسِ ناشناس در خانه ام افتاده اسـت

دیدم که قاب خالیش با شیشه اش جان داده است

یک عکس به نام ناشناس،یک قاب به نام یک درخت

عکسی ز مردے ناشناس، محبــــوس در قاب درخـت

خاک و خولی بنشــسته بود با بوسه هایی بیشمار

انگار که می شناخــتمش، گر که نبــود گرد و غبار

دیدم که باد وزید به قاب، مزار خاک بی یار شد

قاب درخت بشکسته و آن مرد ز قاب بیدار شد

برچسب: نویسنده: امیر شریعتی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 5:39

صفحه بندی